تبليغاتX

از محبت خارها گل می شود

از محبت خارها گل می شود

I♥U خورشید باشید که اگر خواستید بر کسی نتابید نتوانید I♥U

مرا زیبا پرستی، داده عشق و داده مستی،
رنج هستی برده از یادم
ندارم ترسی از غم، تا که هر دم،
می رسد عشقش به فریادم

چو او را می پرستم، در کنارِ هر که هستم
نقش سنگم، سرد و خاموشم
به غیر از یاد او هر، یاد دیگر،
در جهان گشته فراموشم

تو آنی خدایا، که دانی خدایا
کسی که در همه وجودم، بُوَد ز یاد او نشانی
نکرده یک دم از محبت، به من نگاه مهربانی

مرا زیبا پرستی، داده عشق و داده مستی،
رنج هستی برده از یادم
ندارم ترسی از غم، تا که هر دم،
می رسد عشقش به فریادم ...

+نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت13:51به قلم -:-:-: زری :-:-:- | |

گریه نکن دل بی تاب از بی خبری

شکوه نکن تن رنجور از در به دری

+نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت13:29به قلم -:-:-: زری :-:-:- | |

........... تا حالا شده بخوای در مورد یک مطلب چیزی بگی یا چیزی بنویسی اما بعد از چند کلمه قفل می کنی.انگار محتویات مغزت خالی شده.هیچ چیز دیگری نداری بیرون بریزی با اینحال کلی حرف توی دلت مونده.این آتشفشان دنبال منفذ خروج می گرده.توی دلت آشوبه ولی....اینجاست که می شه گفت توانایی دل بیشتر از مغز انسانهاست.مغز هر چقدر مجهز و مکانیزم پیشرفته ای هم داشته باشه باز هم از دل ضعیفتره.در اینجور مواقع تصمیم می گیری همون چند تا کلمه رو هم پاک کنی چون:

شاید اگه گفته نشه بهتر باشه چون دوستش داری و نمی خوای از تو برنجه

شاید چون براش دیگه ارزشی قائل نیستی دیگه اونو محرم اسرارت نمیدونی

شاید اگه لیاقت داشت خودش حرفهای ناگفته رو متوجه میشد

شاید دیگه دوستش نداری و فقط بهش عادت کردی

شاید اونقدر سرش گرم باشه به این و اون که حرفهای تو رو عمیق گوش نمیده

شاید اصلا حرفهای تو رو متوجه نمیشه و درکت نمی کنه

شاید قلب اون جای چندین نفره و جای تو و حرفهای تو خیلی تنگه، داری خفه میشی

شاید وقتش رسیده که بره و فقط منتظر یه فرصت

شاید از اول تو فقط سرگرمی بودی و قلبش جای دیگه ای بوده

شاید دیگه حوصله اش رو سر میبری و خسته اش کردی

شاید هدفش از نزدیکی به تو چیز دیگه ای بوده و تو فکر کردی این یه عشق ٍ

شاید توهمت حتی باعث خنده اون تو دلش شده

شاید هدف اون چیز دیگه ای بوده و تو چیز دیگه ای، برای همین باید " کات " شی

و اونقدر شاید هست که شاید خسته بشی از خوندشون .......

پس بهتره بی خیال دنیا باشی . آسمون تو هر رنگی باشه تا اون سر دنیا هم با تو

میاد پس ازش فرار نکن سعی کن مثل " من " از کوچه علی چپ رد شی ، کوچه

قشنگیه که آدمهای از همه جا رونده شده میان اونجا و در یه حالت خلصه می مونن

تا ...........

+نوشته شده در پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت15:37به قلم -:-:-: زری :-:-:- | |

سلام به همه ی دوستایی که من کمکم داشتم توی صفحه ی خاطراتشون پاک می شدم بعد از مدتها اومدم تو نت می خواستم یه پست بزارم اما مونده بودم چی بزارم توی این مدت خیلی تنها شده بودم تنهای تنها...

بعضی وقت ها می خواستم خودمو بکشم.....

تو مخمصه ی بدی افتادم.......

برام دعا کنید...........

شاید حالا حالا ها نتونم بیام پس تا بعد ............

بازم خداحافظ.........

+نوشته شده در جمعه ششم دی 1387ساعت12:8به قلم -:-:-: زری :-:-:- | |

خداخافظ...

+نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت12:49به قلم -:-:-: زری :-:-:- | |

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت16:48به قلم -:-:-: زری :-:-:- | |

من تو را سخاوتمندانه به كسي هديه مي دهم كه از من عاشقتر باشد و از من براي تو

مهربانتر باشد

من تو را به كسي هديه مي دهم كه صداي تو را از هزار فرسخراه دور در خشم در

مهرباني در دلتنگي در هزار همهمه دنيا يكه و تنها بشناسد

من تو را سخاوتمندانه به كسي هديه مي دهم كه راز آفتابگردان و تمام سخاوت هاي

عاشقانه اين گل معصوم را بداند

و ترنم دل پذير هر آهنگ هر نجواي كوچك برايش يك خاطره مشترك باشد

او بايد از رنگين كمان چشمان تو تشخيص بدهد كه امروز هواي دلت آفتابيست يا آن دلي كه

من برايش ميميرم سرد و بارانيست

همان طور عاشق همان طور مبهوت

آيا كسي پيدا خواهد شد از من عاشق ترو از من مهربانتر براي تو ؟

تو را سخاوتمندانه با دنيايي از حسرت خواهم بخشيد

و او را كه از من عاشقتر است هزار بار خواهم بوسيد

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت16:43به قلم -:-:-: زری :-:-:- | |

یکی بود تو قصمون وفا نکرد

رفت و پشت سرشم نگاه نکرد

یکی بود زندگیشو هوس سوزوند

آبروش رفت و دیگه اینجا نموند

یکی بود یکی نبود اون یک پری

یه بغل عاشقیهای سر سری

کی بود اون که طاقت گریه نداشت؟

عاشق هوس شد و تنهام گذاشت

کی بود ؟ کی بود؟اون تو بودی

کاشکی از اول نبودی

شاید باید میفهمیدم

که قلب تو پر از ریاست

دوست دارم گفتن تو

درست مثل باد هواست

+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت16:40به قلم -:-:-: زری :-:-:- | |

 

نرو نرو سفر نکن، ثانیه ها رو کم نکن

چشای خیس و خستمو، دوباره در به در نکن

نرو که اینجا مال توست چشای من خمار توست

نگو به یادم می مونی، قافیه هامو رد نکن

دوباره می رم آسمون، سبد سبد گل میارم

کاشکی یه لحظه بمونی، ستارمو پرپر نکن

هر چی بخوای همون می شم، بازم ترانه خون می شم

لباسای نو می پوشم، چشامو بارونی نکن

من نمی گم خودت بگو، کی قد من دوست داره

بزار به یاد بمونم، نامه هامو پاره نکن

مگه قرارمون نبود تا آخر قصه بریم

بگو که چی عوض شده عشق منو جنون نکن

ای همه احساس بهار ، عزیز رویایی خواب

پیش همه حادثه ها پشت منو خالی نکن

تنها نرو منم ببر، بی تو بدون من می شم

وایسا با هم دیگه بریم، آرزوهامو چال نکن


تو عصر شرجی غزل، قافیه رو گم می کنم

بیا و حالمو ببین، دست منو رها نکن

دلت چرا نمی سوزه، صدای هق هقم می آد

دنبال یک راهی بگرد بهم نگو: گریه نکن

بازم غروب شده بیا، آهای غریب آشنا

رفیق آیینه و آب، تو یاد من غروب نکن

وقت وداع آخره، اما تو خواب من بیا

بیا و مهمونی بگیر، مهمونا رو خبر نکن

مصرع آخر منه، یه جمله ی همیشگی

دوست دارم منو ببخش غریبه رو تنها نکن

غریبه رو تنها نکن...

بهم نگو: گریه نکن...

پشت منو خالی نکن...

آرزوهامو چال نکن...

عشق منو جنون نکن...

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت19:7به قلم -:-:-: زری :-:-:- | |

 

کجا بــودي وقتي برات شکستـم             يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم

کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد            داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد

کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات            شبا نشستم به هواي چشمـــات

کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم            عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم

ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم            هــر چــي که باورت نميشه ديـدم

کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم            نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم

کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت           خون جاي گريه از چشام ميـريخت

کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد           امــا به خـاطر چشات قسم خـورد

کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم           سوختم و از غمت خاکستر شدم

    خنده واسه هميشه از لبـام رفت             رسيدن از مرمر رويــاهـــــام رفت

 

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت18:55به قلم -:-:-: زری :-:-:- | |