|
مرا زیبا پرستی، داده عشق و داده مستی،
گریه نکن دل بی تاب از بی خبری شکوه نکن تن رنجور از در به دری
........... تا حالا شده بخوای در مورد یک مطلب چیزی بگی یا چیزی بنویسی اما بعد از چند کلمه قفل می کنی.انگار محتویات مغزت خالی شده.هیچ چیز دیگری نداری بیرون بریزی با اینحال کلی حرف توی دلت مونده.این آتشفشان دنبال منفذ خروج می گرده.توی دلت آشوبه ولی....اینجاست که می شه گفت توانایی دل بیشتر از مغز انسانهاست.مغز هر چقدر مجهز و مکانیزم پیشرفته ای هم داشته باشه باز هم از دل ضعیفتره.در اینجور مواقع تصمیم می گیری همون چند تا کلمه رو هم پاک کنی چون: شاید اگه گفته نشه بهتر باشه چون دوستش داری و نمی خوای از تو برنجه
سلام به همه ی دوستایی که من کمکم داشتم توی صفحه ی خاطراتشون پاک می شدم بعد از مدتها اومدم تو نت می خواستم یه پست بزارم اما مونده بودم چی بزارم توی این مدت خیلی تنها شده بودم تنهای تنها...
بعضی وقت ها می خواستم خودمو بکشم..... تو مخمصه ی بدی افتادم....... برام دعا کنید........... شاید حالا حالا ها نتونم بیام پس تا بعد ............ بازم خداحافظ.........
خداخافظ...
من تو را سخاوتمندانه به كسي هديه مي دهم كه از من عاشقتر باشد و از من براي تو مهربانتر باشد من تو را به كسي هديه مي دهم كه صداي تو را از هزار فرسخراه دور در خشم در مهرباني در دلتنگي در هزار همهمه دنيا يكه و تنها بشناسد من تو را سخاوتمندانه به كسي هديه مي دهم كه راز آفتابگردان و تمام سخاوت هاي عاشقانه اين گل معصوم را بداند و ترنم دل پذير هر آهنگ هر نجواي كوچك برايش يك خاطره مشترك باشد او بايد از رنگين كمان چشمان تو تشخيص بدهد كه امروز هواي دلت آفتابيست يا آن دلي كه من برايش ميميرم سرد و بارانيست همان طور عاشق همان طور مبهوت آيا كسي پيدا خواهد شد از من عاشق ترو از من مهربانتر براي تو ؟ تو را سخاوتمندانه با دنيايي از حسرت خواهم بخشيد و او را كه از من عاشقتر است هزار بار خواهم بوسيد
یکی بود تو قصمون وفا نکرد رفت و پشت سرشم نگاه نکرد یکی بود زندگیشو هوس سوزوند آبروش رفت و دیگه اینجا نموند یکی بود یکی نبود اون یک پری یه بغل عاشقیهای سر سری کی بود اون که طاقت گریه نداشت؟ عاشق هوس شد و تنهام گذاشت کی بود ؟ کی بود؟اون تو بودی کاشکی از اول نبودی شاید باید میفهمیدم که قلب تو پر از ریاست دوست دارم گفتن تو درست مثل باد هواست
کجا بــودي وقتي برات شکستـم يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستـــم کجــا بـودي وقتــي غريبــي و درد داشت مـن تنها رو ديوونه ميـــکـرد کجــا بودي وقتي کنـار عکســـات شبا نشستم به هواي چشمـــات کجا بــودي ببيني مــن ميســـوزم عيــن چشــات سيـاهه رنـگ روزم ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم هــر چــي که باورت نميشه ديـدم کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم نبــود ستــاره ام شبـا گريه چيـدم کجا بودي وقتي اشکــام ميريخت خون جاي گريه از چشام ميـريخت کجـــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد امــا به خـاطر چشات قسم خـورد کجـــا بودي وقتي که پرپر شـــدم سوختم و از غمت خاکستر شدم خنده واسه هميشه از لبـام رفت رسيدن از مرمر رويــاهـــــام رفت
|
About![]()
گمان کردم که با من همدل و همدین و همدردی به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
Home
|